غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

365

تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )

همت گردانيدند و منتهز فرصت بودند تا در شبى كه وزير از خانهء خود متوجه دار الاماره گشت بزخمهاى پياپى آن جهان فضل و كمال را از پاى درآوردند و عالميان را از افاضهء عدل و احسان همچنان وزيرى كه در هيچ مملكت مثل او روشن‌ضميرى نبود محروم كردند و چون اين خبر به نيشابور رسيد سلك جمعيت فخر الدوله و قابوس كه انتظار مقدم شريف جناب اصفى ميكشيدند از هم بگسيخت و حسام الدوله بموجب فرمان امير نوح ببخارا شتافته بعضى از قاتلان ابو الحسين را بدست آورد و مثله كرد و ابو الحسين قرنى را متصدى منصب وزارت گردانيد نقل است كه چون ابو الحسين سيمجور در ظاهر قلعه درك شنيد كه حسام الدوله از خراسان ببخارا رفته خفيه بخلف بن احمد پيغام فرستاد كه مصلحت آنست كه تو ازين حصار بقلعهء ديگر انتقال نمائى تا مرا در مراجعت بهانه باشد و خلف از ارك درك بحصار طاق رفته ابو الحسين بدرك درآمد و جزئياتى كه آنجا يافت تصرف نموده بخراسان بازگشت و از آن روز باز قصر اقبال سامانيان اختلال پذيرفته امرا كما ينبغى اطاعت ايشان ننمودند و بيگانگان در قلم روايشان طمع كردند و چون ابو الحسين سيمجور بخلاف حكم امير نوح در خراسان رحل اقامت انداخته با فايق ابواب مكاتبات مفتوح گردانيد و او را بر مخالفت حسام الدوله ترغيب نموده پيش خود طلبيد و فايق بوى پيوسته آن دو سردار متفق گشته عمال حسام الدوله را كه در خراسان بودند مؤاخذه نمودند و تاش لشكر فراهم آورده از ماوراء النهر متوجه خراسان گشت و از طرفين ايلچيان آغاز آمد شد كرده ميان ايشان صلح گونهء روى نمود برينجمله كه سردارى سپاه و فرمان‌فرمائى نيشابور تاش را باشد و بلخ فايق را و هرات ابو الحسين را در روضة الصفا مسطور است كه در وقتى كه حسام الدوله از بخارا متوجه خراسان بود ابو الحسين قرنى را از وزارت معاف داشته عبد الرحمان فارسى را كه ملازمش بود بجايش نصب نمود و چون تاش از آب آمويه عبور كرد نوح بن منصور رقم عزل بر ناصيهء حال فارسى كشيد و عبد اللّه عزيز را وزير گردانيد و بنابر آنكه عبد اللّه عزيز با حسام الدوله صفائى نداشت خاطرنشان امير نوح كرد كه مصلحت دولت و استقامت مملكت موقوف برآنست كه تاش از حكومت خراسان معزول گشته ابو الحسين سيمجور منصوب شود و نوح برينموجب حكم فرموده ابو الحسين سيمجور متوجه نيشابور شد و تاش در مقام مخالفت آمد و قاصدى نزد فخر الدوله ديلمى كه در آن زمان سلطنت عراق تعلق بوى ميداشت فرستاد و استمداد نمود و فخر الدوله چهار هزار سوار به دو دفعه ارسال داشته ميان ابو الحسين و حسام الدوله دو نوبت محاربت اتفاق افتاد و كرت اول تاش ظفر يافته نوبت ثانى عنايت يزدانى شامل حال ابو الحسين گشت و تاش فرار بر قرار اختيار كرده بجرجان شتافت و فخر الدوله كه در آن وقت در جرجان بود بنابر رعايت حقوق تاش نسبت به او لوازم مروت و مراسم انسانيت مرعى داشت و سراى امارت را با تمامى جهات جهانبانى و اسباب كامرانى بوى بازگذاشت و خود برى رفت و از آنجا نيز تحف و تبركات وافر متعاقب و متواتر نزد حسام الدوله فرستاد و تاش در آن ولايت در پناه دولت فخر الدوله معزز و محترم بسر مىبرد